سلام!!!

شاید به عنوان اولین نوشته اصلا متن جالبی نباشه اما...

اما این متن رو می نویسم تا عزیزترین دوستام توی زندگیم این چند خط رو بخونن تا شاید یاد یه دوست بی معرفت قدیمیشون بیفتن!!!

روی حرفم با شماست... علیرضا ( داداش رضا) سعید ، سمانه و تبسم عزیزم...

نمی دونم هنوز اون عضو کوچیک گروه رو یادتون میاد یا نه!!!

خیلی حرفا برای گفتن دارم... دلتنگی و دل نوشته به اندازه 3 سال غیبت!!!

این که چرا من یهو غیب شدم و دیگه ازم خبری نشد خودش داستان هزار و یکشب داره!

اما می خوام اینو بدونید که تا شماها رو پیدا نکنم و ایمیلی ازتون دریافت نکنم هرگز شوقی ندارم برای نوشتن!

اولین نوشته ام رو وقتی تو وبلاگ ثبت می کنم که حداقل یکیتون رو پیدا کنم تا بتونم به بقیه هم دسترسی پیدا کنم!

ایمیل من دست از همون روزا که دیگه نتونستم باهاتون ارتباطی برقرار کنم غیر قابل دسترسی شده. و متاسفانه من آدرس میل هیچ کدومتون یادم نبود.

vahideh100@ yahoo.com

 این آدرس میل جدیدمه...

بی صبرانه منتظرم تا ازتون پیغامی ببینم! تا به قول تو تبسم مهربونم دوباره کلبه شاعریمون رو بسازیم...

خیلی دیر اومدم... خیلی .... اما امیدوارم این قدر دیر نیومده باشم که همتون فراموشم کرده باشید....

داداش رضا کاش بدونی که همیشه یادت بودم...

سعید جان! سمانه عزیزم ! تبسم و علیرضای خوبم منتظر میلتون می مونم!